تبلیغات
یک تکه شعر - میخوام دوباره رد بشم
یک تکه شعر




میخوام دوباره عکساتو مرور کنم تو خاطرات

برم تو اون روزایی که عشقی بودم توی نگات


میخوام دوباره رد بشم از تو کوچه,خیابونا

داد بزنم, فرار کنم, رها بشم از این دنیا


میخوام دوباره خنده رو مهمون این لبام کنم

بگم چقدر دوست دارم , نگاهتو نگاه کنم


میخوام بازم خسته شدم, گریه کنم زیر بارون

بازم بگم بازم بارید چشمای من زیر بارون


میخوام که این تنهاییا تموم بشن از تو صدام

نوشته هام رنگی بشن رها بشن تو شادیا


میخوام دوباره بشینم ارزوهامو بشمارم

وقتی به اون خوباش رسید ,سر روی شونت بزارم


میخوام بازم قدم زنون, پا بزارم رو شاخه ها

برگای زیر پاهامو جمع بکنم تو گوشه ها


میخوام بیام بهت بگم گذشته ها گذشته بود

اما اونی که من میخوام,خیلی وقته رفته بود


میخوام بهت نشون بدم چه جور میشه نخواستو رفت

اینکه چطور دنیای اون بارشو به دوش تو بست


میخوام واسه یه بار شده,داد بزنم: اهای کجا؟

میخوای بدون من بری,یه وقت نشی تنها,جدا


میخوام بگم چطور میشه لحظه ها رو دیوونه کرد

دنیا رو اینجا خالی کرد,خنده ها رو بهونه کرد


میخوام بهت نشون بدم زندگی بچه بازیه

باهاش بخند ببین چطور با خنده هات هم بازیه


میخوام یادت باشه چطور تو شادیا پا میزاری

اگه فراموشت بشه خنده هاتو جا میزاری




نوشته شده در سه شنبه 7 مهر 1394 ساعت 11:07 ب.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com