تبلیغات
یک تکه شعر - شمعدانی-پنجره-باران
یک تکه شعر





دلم بارران پشت پنجره می خواهد

همان جایی که شمعدانی نشسته است

وشیشه تب کرده است

و من مهمان دلتنگیشان شوم

و به تماشای خوش رقصی باران بنگرم

سکوت فریادهایشان

شمعدانی در حسرت گلدان باران خورده

شیشه در تب سردی احساس باران

باران بی اعتنا میبارد



نوشته شده در سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 02:51 ب.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com