تبلیغات
یک تکه شعر - انتهای کوچه ی تنهایی
یک تکه شعر





کوچه ای در انتهای تنهاییست

پشت بید های خسته

که صدای پای رهگذری را ،با گوشهایش می بلعد

و چشمانش را به گیسوان بید میدوزذ

تا دستی این دلتنگی را کنار بزند

و بوی آشنایی در نفس هایش بپیچد

و کسی باشد که تا انتهای تنهاییش قدم زند




خانه ای در انتهای کوچه ی تنهاییست

پشت دیوار های شکسته

که آجرهایش را با دلتنگی بند زده است

و در هایش را عریان ساخته

برای مسافری که دستانش خسته است

و کوله راهش سنگین



میزبان تنهایی یک مسافر غریبه

خانه ای در انتهای تنهاییست

پشت بید های خسته
 
که لطافت باران را در عمق  ریشه هایش میابد

نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 01:30 ب.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com