تبلیغات
یک تکه شعر - قاب تنهایی شب
یک تکه شعر





یک قاب خالی

از نیمه پر خاطرات من

بر روی دیوار خیال آویزان است

درست بالای سر دلتنگی



من قبل از بیداری

قصه ی خواب باران را برای چشمهایم میگویم

و شب را به مهمانی تاریکی میروم

او مرا اهل روشنی میخواند

و نامم را ماهتاب مینامد

و مرا به نوشیدن شعر دعوت میکند

و من مهمان تنهایی او میشوم

و همنشین  دلتنگی باران

در مرداب نگاه خیره ی ماه

فنجان شعر دستانم را گرم میکند

و نوشیدنش،دلم را

و من دلتنگ تنهایی تاریکی  هستم

پشت نفس های شب



یک قاب خالی

یک رویای شبانه

و خواب هایی از جنس روشنی

بر دیوار  زمان آویزان است

میان دلتنگی نور

و تنهایی ظلمت

چشمان من هنوز خواب میبینند







نوشته شده در جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:08 ق.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com