تبلیغات
یک تکه شعر - تنهایی من و خدا
یک تکه شعر







چراغ تنهایی شب بیدار است

درست بین تنهایی من و تنهایی خدا

تنهایی من اینجاست

پشت پنجره ای چوبی

که بند ماه را در چشمانم گره زده

و دستانم را ،به هم آغوشی خود واداشته

و نفسهایم را ،در گلبرگ های گلدان شیشه ایش اسیر کرده است

صدای خس خس جیرجیرک های سرما خورده

نفس های نامنظم بادهای ولگرد

و قدم هایی که در خیال چاله های آب فرو میروند

من میبینم که ماه، چگونه چهره از آب بر می چیند

و برق چشمان سیاه کلاغ

و شادی ستارگان خواب،

محرم عاشقانه های آب و ماه

و عشوه گری های تنهایی شب

ترس یک تنهایی دیگر

خنده ی خدا در کاسه ی چشمانم می ریزد

و چشمانم با طلوع روشنی میخندند

چاله ی آب دلش  همچنان درگیر حیای ماه است

و خنده های من، بر روشنی چهره های گلگون شده ی آن دو

اینجا آسمان روز،روشن است

درست کنار تنهایی من و خدا



نوشته شده در جمعه 25 دی 1394 ساعت 08:21 ب.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com