تبلیغات
یک تکه شعر - این روزها
یک تکه شعر

این روزها لبخنذ را دوست دارم.

 نمیدانم که من اول شیفته اش شده ام یا چون او چند روزی است

 که در زندگی ام جریان دارد مرا مشتاق خود کرده است.

این روزها خیلی زود خوشحال میشوم و خیلی راحت همه چیز را میپذیرم

و گاهی از سادگی خودم خنده ام میگیرد.

نمیدانم چرا وقتی به این موضوع فکر میکنم  سرم به دوران می افتد

 و برای رهایی از آن دوست دارم ندانسته از کنارش بگذرم

شاید دیگر از پیچیدگی اش خسته شده و دوست دارم بی دغدغه ی افکار گره خورده ام

 به فرصت هایی که دارم به عنوان یک برگ شانس نگاه کنم

و زندگی را به حال خود گزارم تا هرگونه که میخواهد بتازد و افسارش را به هر سو که میخواهد بگیرد

میدانم که فرصتهایم با گذشت روزگار می گذرند

پس چرا باید عمری را در جنگ با آن سر کنم و ثانیه هایم در جدال با روز هایم از دست روند.

شاید با سکوت من او نیز آرام شودو آرامش را به من بخشد.



نوشته شده در چهارشنبه 25 آذر 1394 ساعت 09:06 ب.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com