تبلیغات
یک تکه شعر - تولد دوباره
یک تکه شعر






من دوباره اغاز شدم

از قاب تکرار روزهایم بر روی دیوار کوتاه ارزوهایم

از اعماق توفان سیاه وسفید خاطرات گذشته

چه کسی باور دارد که اردیبهشت ماه شکوفه هاست؟

چه کسی میپذیرد امید پادزهر درد های دنیاست؟

من بازیچه ی دست قلب تشنه ام هستم

که به امید یافتن دنیایی تازه در لجن زار زندگی دست وپا میزند


ابر بهاری کاشف راز دانه های عشق است

وجسم من یک عمر در جست و جوی انتهای زمستان

دیگر قسم هایم به روشنایی اینه اعتماد ندارند

حتی تار های صوتی ام پایبند عهد حنجره ام نیستند

در دنیایی که سایه ام از من میترسد

چه نیازی به مهمانی ارواح,زیر درخت زیتون

نقاب زندگی بر روی صورت های سربی فریادهای دروغین دارد

مانند گرگ های ابله درنده ای که به جای گله به نیستان حمله میبرند

ومن تیپا خورده ی پاهای شکسته ام

که بدون درد مرا زخمی میکنند

لباس نامرئی تهمت بر تنم میکنند

و البوم عکسهای خوشبختی را در چشمانم مینگارند

و من سر خوش از وجودی تازه دکمه ی انلاین را میزنم

غافل از انکه من قربانی نگاههای سیاه شده ی عاطفه هستم

که محبت هایم گل های گناه را ابیاری میکنند

وچه شروع درد ناکیست

اغاز تمام شدن من

نوشته شده در چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 12:32 ق.ظ توسط سمیرا امام قلیزاده نظرات | |


آخرین مطالب
» شمعدانی-پنجره-باران
» گوشه های فراموشی
» قاب تنهایی شب
» انتهای کوچه ی تنهایی
» تنهایی من و خدا
» تاب تاب عباسی
» روشنایی شب
» حرف در گوشی
» عید نزدیک است
» زخم
» اینجا آسمان است
» رنگ نگاه
» برف
» برگ های جا مانده
» نوشیدنی عشق

Design By : RoozGozar.com